درست شبیه ماهیِ کوچکی
که فریبِ
بازوهایِ مردانه ی موجِ بلندی را خورده...
عاشق شدم...
تکیه کردم...
به مردی که تُنِ صدایی مردانه
وسینه سِتَبر داشت...
و درست شبیه ماهی ها،
اعتماد کردم...
در آغوش موج تا خودِ ساحل تاختم...
باهزاران خیال...
و هزار و یک امید؛
خودم را میانِ بازوهایِ مردانه ای که
عاشقش شدهم رها کردم...
من ماهی که تقصیری نداشتم...
من بیچاره در سرم
رویای خوشبختی دارشتم خُپ...
به خیالم از چنگال کوسه ها در امانم
و ترس هام تمام شده...
اما ساحل،
چیزی جز مرگِ من نخواهد بود...
نباید دلِ کوچکم به آغوش و بوسه ای میلرزید ...
کاش کسی پیش از این به ماهی معصوم گفته بود؛
در آغوش گرفتن،
خاصیتِ تمام موج هاست... !
ماهی ها نباید عاشق شوند!
ما را در سایت دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 80