
امروز بعد سالها نشستم بارش بارون و میبینم
و هر لحظه فقط یه سوال از ذهنم رد میشه
که دیگه چی کار میتونستم بکنم که
از پیشم نری ...
یعنی کاری مونده بود که باید انجام میدادم
و نفهمیدم؟
دیگه چطوری سد راه رفتنت باید میشدم
برچسب:
نویسنده: آریا باقری
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 22:52