امروز بعد سالها نشستم بارش بارون و میبینمو هر لحظه فقط یه سوال از ذهنم رد میشه که دیگه چی کار میتونستم بکنم کهاز پیشم نری ...یعنی کاری مونده بود که باید انجام میدادم و نفهمیدم؟ دیگه چطوری سد راه رفتنت باید میشدم بخوانید...