
امروز بعد سالها نشستم بارش بارون و میبینمو هر لحظه فقط یه سوال از ذهنم رد میشه که دیگه چی کار میتونستم بکنم کهاز پیشم نری ...یعنی کاری مونده بود که باید انجام میدادم و نفهمیدم؟ دیگه چطوری سد راه رفتنت باید میشدم بخوانید...
ادامه مطلب
می خواهی بروی ؟! برو ... جلویِ راهت را نمی گیرم ! نگرانِ من نباش ، نخواهم مُرد ! شبیهِ تمامِ آدم هایی که از رفتنِ هیچ کسی نمرده اند ... شبیهِ همه ی آن هایی که شعار نمی دهند ... بعد از...
ادامه مطلب
در آخرين روزمان انقدر مرا دوست داشتی كه باورم نمى شود رفته اى... ...
ادامه مطلب
یادِ تو می وزد ولی بی خبرم ز جای تو . . . ...
ادامه مطلب
هی لعنتی تو مثل دندانی هستی که درد می کنی رسیده ای به عصب اما من دلی ندارم برای "کندن" می فهمی دوست داشتنت چقدر دردناک است؟ ...
ادامه مطلب